درختی است در کوچه
کوچه ایی که هر روز
بی تفاوت از آن رو می شوی.
**************************************************
خواب و بیداری
چه بود راز آن خواب؟
سکوت بود و تو
سبدی گل در کنارت اما یکی ماند
باقی را به دور انداختی
در هولناکی نا کجا......
***************************************************
جلوه تو
نامت تصوریست بدیهی
که هیچ ارسطویی به درکش نمی رسد.
**************************************************
راه بی برگشت
گفته بودی جاده ایی
و من عابر
اما......
*****************************
مشق شب
وقتی خورشید مشق شب راخط زد
دیگر هیچ کس به تاریکی نیندیشید