عطر محبوب شب هوای خانه را دربرگرفته...
بغض سال ها انتظار گلوی تنهاییم راسخت می فشارد.اماهنوز آمدنت را به انتظار نشسته ام...
قرن هاست که چشم به را آمدنت ودر اندیشه حضورت نفس می کشم...به دنبال رد پای تو آواره جاده های انتظار شده ام...به انتظار آمدن تو عبور بی امان فصل ها رامی فشارم...به هوای دیدنت فانوس چشم هایم را به آیینه های شهر هدیه داده ام تا آیینه در آیینه انعکاس حضور تو باشد.
برای آمدنت هر سپیده کوچه پس کوچه های دلم را آب پاشی می کنم تا هیچ غباری سر راهت نماند...
به که بگویم غم هجران تو باهیچ درمان نیست.عقل را فرمان نیست وجای خالیت از چشم ها پنهان نیست.در نبودت شقایق ها جملگی نایاب گشته اند.عمر گل سرخ کوتاه گشته.زمین و آسمان ز ظلمت سیراب گشته است.
چشم های عاشق منتظرند. قلب های صادق با تو با حرفها دارند.دستان نیاز به آسمان بلند شده .همه می خواهند بیایی.باشی وروشنایی ببخشی.پس این چشمان را بیش از این در راهت منتظر نگذار و بیا....
بیا تا فریاد خاموشت آواز جغدک شب را در هم بشکند.
پژواک صدایت تاریکی سکوت آوا را روشنایی بخشد.
موج نگاهت ابهت خروش دریا را از هم بپاشد.
سرمه چشمانت به آبی رودها رنگی تازه بکشد.
گرمای دیدگانت شرم نگاه آهو را چون شراره آتش ذوب کند وقدرت کلامت به مردمان منتظرجهان روحی تازه ببخشد ودستان امیدت امیدت برق شادی رابه روی دیدگان بنشاند.
پس بیا که زمین و آسمان بیقرار لحظه آمدن تواندوبیا تاتمام درختان شهر به یمن قدم هایت سبز شوند.بیا که دیگر بی تو حتی بوی محبوب شب هم مست کننده نیست...
بیا ...به غربت تمام دلتنگی ها ...بیا...
این جمعه هم مثل جمعه های دیگر گذشت و تو چشم هایم را باز چشم به راه گذاشتی....باز
سلام
خیلی زیبا مینویسی
من اپ کردم منتظرتم سریع بیا
سلام
خوشحالم که زود به زود آپ می کنی
گفته بودم که برای وبلاگ هایی مثل مال شما خیلی ارزش قائلم
تکرار می کنم
راستی لینک شما رو هم در بلاگم گذاشتم
نمی دونم شاید گفته بودم
به من سر بزن
باشی...
سلام اگه می شه یه لینک با عنوان (هر چی که فکر کنی تو این وبلاگ هست به ما بده
ممنون که بهم سر زدی *خیلی خوشحالم کردی*اما یه چیز را میخوام بهت بدون تعارف بگم*اونم اینه که با وبلاگت خیلی حال میکنم*موفق باشی
بسیار زیباست ... آفرین ...
شب است و گیتی غرق در سیاهی شب بلند است و سیاهی پایدار ، ولی باور به نور و روشنایی است ، که شام تیره ما را ، از تاریکی می رهاند و از دل شبهای زمستان سرد ، جشن مهر و روشنایی به ما ارمغان می رساند تیرگی هاتان در دل نور خاموش باد ، شب را به نور قرنها قدمت جاری نگه داریم . .
سلام مهربون ، زیبا می نویسی... با فکری زیباتر... با دیدی متفاوت از بقیه.
از اینکه خواننده وبلاگت هستم بسیار خوشحالم.
من هم آپ کردم به منم سربزنید
موفق باشید
پسر: بابا شما کجا به دنیا اومدین؟ // پدر: اصفهان // مادرکجا:تبریز // من کجا؟ // تهران // خیلی عجیبه ما سه نفر از کجا همدیگرو پیدا کردیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام زهرا جان وبلاگ شما خیلی باحاله
فقط از عکس بیشتر استفاده کن(مخصوصا عکسهای جنیفر لپز)
بازم به من سر بزن خوشحالم میکنی
بای تا های
سلام زهرا جون
من هم به شما برای داشتن همچین وبلاگه خوبی تبریک می گم امیدوارم که موفق باشی.
سلام زهرا خانوم
خوبی خانومی؟
سلامتی؟
اومدم بگم که من آپم و منتظر حضور گرمتون
موفق باشین
بای