روزی، وقتی هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود ، تبرش افتاد تو رودخونه فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید که آیا این تبر توست؟ دوباره، هیزم شکن جواب داد : نه جواب داد: آره. فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هیزم شکن خوشحال روانه خونه شد هیزم شکن داشت گریه می کرد که فرشته باز هم اومد و پرسید که چرا گریه می کنی؟ فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید : زنت اینه؟ " آره " هیزم شکن فریاد زد فرشته عصبانی شد. " تو تقلب کردی، این نامردیه هیزم شکن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. میدوونی، اگه به جنیفر لوپز " نه" میگفتم تو میرفتی و با کاترین زتاجونز می اومدی. و باز هم اگه به کاترین زتاجونز "نه" میگفتم تو میرفتی و با زن خودم می اومدی و من هم میگفتم آره . اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود که این بار گفتم آره |
سلام وبلاگ خوبی داری خوشم اومد به من هم سر بزن من وبلاگ رو با موزیک درخواستیه شما دوستان عزیز آپ کنم خوشحال می شم سر بزنی ممنون زهرا جووووووووووووون بیا دوست شیم با هم ممنون می شم جوابش رو بهم بده
سلام:
گریه کن گریه قشنگه...............گریه سهم دل تنگه.
خیلی جالب مینویسی ممنون که به من سر زده بودی بازم بیا خوشحال میشم(آره من جنیفر لپز را خیلی دوست دارم)
بای تا های
جالب بود :) ....نوشته های خوبی داری... از متن گفتگو با خدا خیلی خوشم اومد....مو فق باشی
سلام به ما هم سر بزن
سلام ممنون زهرا جون من اونجام رفتم ولی خیلی توپ نیست ممنونم
سلام دوست من...ممنون که سرخواهی زدی
چگونه ای الهههههههههههههههههههههههههههههی امیدوارم خوش گونه باشی چقدر این مطلبت مثه ماله منه
آرزومندم خداوند نگهدارت